سید گوده یا همان آقای کُنچی

سید گوده یا همان آقای کُنچی

در این تلاطم و گیرودار شلوغی شهرها در آرامشی مطلق و سکون آنچنان ساکنان و مردمان این روستاها را در نوردیده که فکر می کنی در ناکجاآبادی نشسته ای و احدی از خلایق در کنارت نیست و همدل و همزبانی نداری در حالیکه ساکنان روستا و بومیان آنجا انچنان مشغول کارهای روزمره ی خود هستند که تو را می بینند و برای تکه نانی سخت می کوشند و مجالی برای سلام یا علیکی نمی ماند که بنشینند و برایت درددل کنند وقت کار بایستی کار کنند و وقت عبادت عبادت و وقت استراحت استراحت………
ولی در میان این ساکنان عده ای هم شبانه روز خود را وقف خدمت به مردم و مسافران و دیدار کنندگان از ارامگاه سید یوسف کنچی وآستاناو کرده اند ………کنچی را می گویم.جایی که من همکارانم را بردم تا از نزدیک ببینند.و اما معرفی روستای کنچی

کنچی معرفی روستای کنچی کنچی (روستایی به وسعت یک خانه) کُنچی روستایی از روستاهای آباد منطقهٔ گوده و از توابع دهستان دهتل بخش مرکزی شهرستان بستک در غرب استان هرمزگان در جنوب ایران واقع شده‌است. محدوده کُنچی از شمال لرد بستو، از جنوب کوه ببیان، از مغرب ازدی، واز مشرق به تنگ دالان محدود می‌گردد. مذهب در کُنچی دین مردم کنچی اسلام است. سالهاست به ویزه سحرگاهان صدای الله اکبر و لااله‌الاالله با جذبه خاصی در تنگ کنچی طنین انداز است. وهر آدم کم اعتقادی نسبت به مسائل دینی ومذهبی را که وارد روستای کنچی می‌شود تحت تأثیر قرار می‌دهد. تا خودرا برای ادای مراسم دینی ومذهبی حاضر سازد. در سه وقت صبح و ناهار و شام سفره اطعام گسترده وعده‌ای زیادی از مسافرین واهل روستا گرد سفره جمع می‌باشند. آقایان سادات محترم هم با تبسم و روی باز با یک یک مهمانان احوال‌پرسی نموده و پذیرائی می‌نمایند. به موجب برنامه تنظیمی بعد از ادای فرایض دینی و برنامه مذهبی از مهمانان پذیرائی می‌شود. آرامگاه آقا سید یوسف کنچی در ضلع جنوبی مسجد قرار دارد. در مرثیه آقا سید یوسف شاعر می‌گوید: صد فغان و حسرت از چرخ کبود تازه هردم دشنه‌ای بر دل خلود چند روزی گرچه باغی با صفا می‌شود آخر خزان آرد جفا رسم دنیای دنی هست اینچنین که کند شادت گهت سازد غمین لیک حکم از کردگار داور است هرکه شد مأمور او فرمانبرست کس زکارش کی تواند دم زند گر جهانی بی گمان برهم زند آن خداوندی که او هست کردگار مالک المُلک است و صاحب‌اختیار حکم، حکم اوست و او فرمانرواست بندگان محکوم، چون حاکم خداست از قضای کردگار لایزال آفتابی شد غروب از این محال حضرت آقای مولانای ما سید یوسف آن بزرگ مقتدا بود بسیار او جلیل‌القدر هم بود در کنچی مقیم آن محترم چونکه آن حضرت ندای حق شنود داعی حق را اجابت کرد زود آخرالامر آن ولی حق پرست مرغ روحش کرد پرواز از قفس شمع روی انورش مشعل کشید در جوار رحمت یزدان رسید بارالهی جایگاهش از عطا جنت‌الفردوس فرما بالقا در جوار جّد او شاه انام دِه وِرا اَعلای اَعلا را مقام نام روستا نام کنچی در اصل کُنگی بوده‌است. در زمان بسیار دور مرد مؤمنی از نوادگان سید محمد عمر سیف الله القتال که نسب ایشان به امام حسن ابن امام علی بن ابی طالب (ع) می‌رسد، ویکی از سادات و وجهاء معروف روستای دهتل بودند، از این روستا مهاجرت می‌کنند و در کنار چشمه کنچی بنای خانه‌ای می‌گذارد، واهل وخویشان خودرا به آنجا منتقل می‌کند، سید در روز و شب به عبادت می‌گذرانید، و چون محل اقامت سید در « کنج کوه » یعنی گوشه‌ای از کوه قرار داشت وی (سید کنجی) لقب دادند. وچون عده‌ای از مریدان و فرزندان سید در آن مکان بنای خانه نهادند و روستای کوچکی ایجاد شد، آن روستا (کنجی) نامیده شد، پس از درگذشت آقا سید یوسف هم روستا به کنجی معروف بود، که رفته رفته نام روستا از کنجی به کنچی دیگرگون شد. جغرافی روستای کنچی آخرین روستا از روستاهای منطقه گوده می‌باشد که در اقصی شرق واقع می‌باشد. دارای ۹۰ خانوار با ۴۱۰ نفر جمعیت می‌باشد که از اهل سنت واز شاخه شافعی هستند یعنی از پیروان امام محمد ادریس شافعی می‌باشند. دارای مسجد ، دبستان، خانه بهداشت، برق، لوله کشی آب، آب انبار برکه می‌باشد. چشمه ای که حدود ۱۰۰ من ۴۰۰ کیلو بذر افکن در جریان است. و در حدود ۲۰۰۰ اصله نخل نیز آبیاری می‌کند. روستا روی تپه‌ای واقع شده وآب روان چشمه از گرداگرد تپه می‌گذرد و به کشتزارها و باغها می‌رود. از چشم‌اندازی بسیار زیبا و شاعرانه برخوردار است. حدودآ از شمال به رودخانه شور و جاده تنگ دالان بندر عباس ، از جنوب به کوه ببیان ، از مغرب به روستای لرد بستو ، و از سمت مشرق به دستجرد منتهی می‌شود

در حال حاضر متولی و گرداننده این استان یکی از نوادگان مرحوم سید یوسف کنچی می باشد که همانند اسلاف بزرگوارش ز ندگی می کند و مردمان برای زیارت و دیدار از او از سرتاسر ایران مخصوصا منطقه جنوب ایران و حتی کشورهای همسایه مانند پاکستان و افغانستان و هندوستان ومردم کشورهای عربی خلیج فارس به این روستای بلند آوازه می ایند و آلام خود راتسکین می دهند ……… این استان بنا به وصیت مرحوم سید یوسف کنچی به مهمانخانه ای تبدیل گشته که هر مسافر و مهمان تازه وارد بایددر اینجا مهمان باشد و ریالی هزینه ننماید مهمانداران آستان شبانه روز در تکاپو هستند که استراحتگاه و صبحانه و ناهار و شام مهمانان را به همراه هر چیز دیگری که نیازشان باشد مهیا کنند و دست رد بر سینه یکی از مهمانان نخورد ………
این مهمانداران آنچنان با ادب و آداب مخصوصی از مسافران و مهمانان پذیرایی می کنند و آنقدر در ایاب و ذهاب هستند که گویی زواری از خانه خدا بر آنها وارد گردیده و اینطور گرد قدومش چه پیر باشد و جوان چه زن باشد و چه مرد برای آنها یکسان است و آشپزان آشپزخانه و دیگر کارگران و مهمانداران با نظم و ترتیبی وصف نشدنی صبح و ظهر و شام و بعد از نمازهای یومیه غذای همگان حتی مجاوران و ساکنان و بومیان آن منطقه را آماده می کنند و به مهمانانشان ارزانی می دارند ……….
ما نیز از تلاش و زحمات و میهمان نوازی این عزیزان بویژه سید محمد تقدیر و تشکر می کنیم.

anigif

درباره نویسنده

ابراهیم میر آموزگار کلاس اول الف

۴ دیدگاه

  1. یک دوست می‌گه:

    دکتر خودت نوشتی؟خیلی خوب نوشتی.

  2. مهدوی می‌گه:

    سلام
    خیییییییلی جالب بود .من معمولا متنای بلندو نمی خونم اما اینو کامل خوندم…ممنون که مارو با گوشه ای از ایران آشنا کردین

  3. بهرام قائدی می‌گه:

    سلام برادر عزیز مطالبتان مفبد بود . به امید روزهای بهتروزیباتر برایت

  4. فاطمه می‌گه:

    نوجوان که بودم با پدر و مادرم رفتیم کنچی
    فضای فوق العادش هنوز مثل یه رویای قشنگ جلو چشممه
    بوی عشق و محبت و انسانیت میده اونجا